رودگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گَ) (ص.) زهتاب، سازندة تارهای ساز و زه کمان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گَ) (ص.) زهتاب، سازنده تارهای ساز و زه کمان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رودگر. [ گ َ ] (ص مرکب ) آنکه تارهای ساز و زه کمان بسازد. (آنندراج ). سازنده ٔ تارهای ساز و زه کمان . (ناظم الاطباء) : گفت هان رودگر بیار شتاب قد صد گز طناب محکم تاب . امیرخسرو (از آنندراج ). ◄ مغنی . مطرب . (ناظم الاطباء).
رودگر. [ گ َ ] (اِخ ) یکی از قبیله های چهارگانه ای است که سکنه ٔ تلور را تشکیل میدهند و تلور دیهی است از دیههای نوکنده . (مازندران و استرآباد تألیف رابینو ص ٦٦).