فرهنگ لغت

رودکی | مثنوی‌ها | ابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزج | پاره ۱۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بهشت آیین سرایی را بپرداخت زهر گونه درو تمثال‌ها ساخت ز عود و چندن او را آستانه درش سیمین و زرین پالکانه

معنی رودکی | مثنوی‌ها | ابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزج | پاره ۱۲ | فرهنگ لغت