فرهنگ لغت

رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۸۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دریغ آن که گرد کرد با رنج کزو نیست بهر من جز سوتام هلا! رودکی از کس اندر متاب بکن هر چه کردنیست بامدام که فرغول برندارد آن روز که بر تخته ترا سیاه شود فام

معنی رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۸۲ | فرهنگ لغت