فرهنگ لغت

رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۸۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

کسان که تلخی زهر طلب نمی‌دانند ترش شوند و بتابند رو ز اهل سؤال تو را که می‌شنوی طاقت شنیدن نیست مرا که می‌طلبم خود چگونه باشد حال؟ شکفت لاله تو زیغال بشکفان که همی به دور لاله به کف برنهاده به، زیغال

معنی رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۸۰ | فرهنگ لغت