فرهنگ لغت

رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۱۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

به خیره برشمرد سیر خورده گرسنه را چنان که درد کسان بر دگر کسی خوارست چو پوست روبه ببینی به خان واتگران بدان که: تهمت او دنبه به سر کارست

معنی رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۱۹ | فرهنگ لغت