فرهنگ لغت

رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۱۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

امروز به هر حالی بغداد بخاراست کجا میر خراسانست، پیروزی آنجاست ساقی، تو بده باده ومطرب تو بزن رود تا می‌خورم امروز، که وقت طرب ماست می‌هست ودرم هست و بت لاله رخان هست غم نیست وگر هست نصیب دل اعداست

معنی رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۱۶ | فرهنگ لغت