رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۱۲۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب چه آب جویم از جوی خشک یونانی؟ برای پرورش جسم جان چه رنجه کنم؟ که: حیف باشد روح القدس به سگبانی به حسن صوت چو بلبل مقید نظمم به جرم حسن چو یوسف اسیر زندانی بسی نشستم من با اکابر و اعیان بیازمودمشان آشکار و پنهانی نخواستم ز تمنی مگر که دستوری نیافتم ز عطاها مگر پشیمانی