فرهنگ لغت

رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۱۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گل صدبرگ و مشک و عنبر وسیب یاسمین سپید و مورد بزیب این همه یکسره تمام شدست نزد تو، ای بت ملوک فریب شب عاشقت لیله‌القدرست چون تو بیرون کنی رخ از جلبیب به حجاب اندرون شود خورشید گر تو برداری از دو لاله حجیب وآن زنخدان بسیب ماند راست اگر از مشک خال دارد سیب

معنی رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۱۱ | فرهنگ لغت