فرهنگ لغت

رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۱۰۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

زمانی برق پر خنده، زمانی رعد پر ناله چنان مادر ابر سوک عروس سیزده ساله و گشته زین پرند سبز شاخ بید بنساله چنان چون اشک مهجوران نشسته ژاله بر لاله

معنی رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۱۰۸ | فرهنگ لغت