فرهنگ لغت

رودکی | رباعیات | رباعی شماره ۱۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون کشته ببینی‌ام، دو لب گشته فراز از جان تهی این قالب فرسوده به آز بر بالینم نشین و می‌گوی بناز: کای من تو بکشته و پشیمان شده باز

معنی رودکی | رباعیات | رباعی شماره ۱۶ | فرهنگ لغت