فرهنگ لغت

روحنواز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روحنواز. [ ن َ ] (نف مرکب ) آنچه روح را بنوازد. نوازنده ٔ روح . دلنواز. شادی آور. مفرح . دل انگیز : از من آموخته ترنم و ساز زدنش دلفریب و روحنواز. نظامی . چون محمد ز جبرئیل براز گوش کرد آن پیام روحنواز. نظامی .

معنی روحنواز | فرهنگ لغت