فرهنگ لغت

روح پیکر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روح پیکر. [ پ َ ک َ ] (ص مرکب ) آنکه پیکرش چون روح باشد: دردا که از برای شکست وجود من سوی عدم شد آن خلف روح پیکرم . خاقانی .

معنی روح پیکر | فرهنگ لغت