روح فزا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روح فزا. [ ف َ ] (نف مرکب ) مخفف روح افزا یا روح فزای . روح افزا. رجوع به همین ترکیب شود : تو را همایون دارد پدر بفال که تو ستوده طلعتی و صورت تو روح فزای . فرخی . نکته ٔ روح فزا از دهن دوست بگو نامه ٔ خوش خبر از عالم اسرار بیار. حافظ. بگو که جان عزیزم ز دست رفت خدا را ز لعل روح فزایش ببخش از آنکه تو دانی . حافظ.