روبردار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روبردار. [ ب َ ] (نف مرکب ) در تداول مردم قزوین، بمعنی مشاطه است . (از فرهنگ نظام ). رووردار (در تداول مردم قزوین ). پیراینده ٔ موی رخساره ٔ زنان .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روبردار. [ ب َ ] (نف مرکب ) در تداول مردم قزوین، بمعنی مشاطه است . (از فرهنگ نظام ). رووردار (در تداول مردم قزوین ). پیراینده ٔ موی رخساره ٔ زنان .