روباهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روباهی . (حامص ) فریبندگی . حیله گری . (ناظم الاطباء). مکاری . نیرنگ بازی : ولی چون بخت روباهی نمودش ز شیری و جهانگیری چه سودش ! نظامی . و رجوع به روباهی کردن شود.
روباهی . (اِخ ) دهی است از دهستان دلگان بخش بزمان شهرستان ایرانشهر واقع در ٩٢هزارگزی جنوب غربی بزمان و در کنار راه مالرو بمپور به کهنوج . در جلگه واقع و گرمسیر است . سکنه ٔ آن ٢٥٠ تن است که مذهب تسنن دارند. آب آن از قنات تأمین میشود و محصولش غلات و خرما و لبنیات، و شغل اهالی زراعت و گله داری است وراه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).