رو تافتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رو تافتن . [ ت َ ] (مص مرکب ) پشت کردن . چهره رابسوی دیگر متوجه کردن . روی برگردانیدن : آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وی رو متاب . مولوی . ره این است رو از حقیقت متاب . سعدی (بوستان ). ◄ گریختن . فرار کردن .