رهیص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رهیص . [ رَ ] (ع ص، اِ) سختگیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ اسب که سم آن از سنگ و جز آن سوده باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ سپل سنگ خورده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سم سنگ خورده . (از اقرب الموارد). ◄ (اِخ ) الاسد الرهیص ؛ لقب هباربن عمروبن عمیرة است و گویند او قاتل عنترةبن شداد است . (منتهی الارب ) (آنندراج ).