رهیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رَ دِ) (ص مف.) نجات یافته.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رَ دِ) (ص مف.) نجات یافته.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رهیده . [ رَ دَ / دِ ] (ن مف / نف )نجات یافته . خلاص شده . (فرهنگ فارسی معین ). فائز. مستخلص . (یادداشت مؤلف ). منجو. (منتهی الارب ): انهیار؛ رهیده شدن . انقیاص ؛ رهیده شدن . انبشاق ؛ رهیده شدن بندآب . (تاج المصادر بیهقی ). هور؛ رهیده شدن . (دهار).