رهی پرور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رهی پرور. [ رَ پ َرْ وَ ] (نف مرکب ) بنده نواز. که نسبت به زیردستان مهربانی و نوازش کند. که بر بندگان و خدمتکاران مهربان و رؤف باشد : خزینه پرور مردم رهی گداز بود ملک خزینه گداز آمد و رهی پرور. عنصری . فروختند بمیرند شاه هندو را به پیش خیمه ٔ شاهنشه رهی پرور. عنصری . ثنا بگسترم از دولت تو بنده نواز سخن بپرورم از مدح تو رهی پرور. مختاری غزنوی . تویی معاینه در مهتری ومثل تو نیست کریم طبع و رهی پرور و سخاگستر. سوزنی . رجوع به رهی شود.