فرهنگ لغت

رهی معیری | رباعیها | مسعود

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

مسعود که یافت عز و جاه از لاهور تابید چو نور صبحگاه از لاهور سالار سخنوران بتازی و دری است خواه از همدان باشد و خواه از لاهور

معنی رهی معیری | رباعیها | مسعود | فرهنگ لغت