فرهنگ لغت

رهی معیری | رباعیها | سوختگان

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هر لاله آتشین دل سوخته‌ای است هر شعله برق جان افروخته‌ای است نرگس که ز بار غم سرافکنده به زیر بیننده چشم از جهان دوخته‌ای است

معنی رهی معیری | رباعیها | سوختگان | فرهنگ لغت