رهی معیری | رباعیها | در ماتم صبحی
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دردا که بهار عیش ما آخر شد دوران گل از باد فنا آخر شد شب طی شد و رفت صبحی از محفل ما افسانه افسانه سرا آخر شد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دردا که بهار عیش ما آخر شد دوران گل از باد فنا آخر شد شب طی شد و رفت صبحی از محفل ما افسانه افسانه سرا آخر شد