رهی معیری | ابیات پراکنده | آواره
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
جز کوی تو جای من آواره ندارم جولانگه برق است ولی چاره ندارم یک جلوه کند ماه در آیینه صد موج جز نقش تو بر سینه صد پاره ندارم
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
جز کوی تو جای من آواره ندارم جولانگه برق است ولی چاره ندارم یک جلوه کند ماه در آیینه صد موج جز نقش تو بر سینه صد پاره ندارم