رهسپار شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رهسپار شدن . [ رَ س ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) عزیمت کردن . روانه گشتن . عازم شدن . رفتن . (یادداشت مؤلف ). ♦ رهسپار دیار عدم یا نیستی یا آن جهان شدن ؛ مردن . (یادداشت مؤلف ). رجوع به رهسپار و راهسپار شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رهسپار شدن . [ رَ س ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) عزیمت کردن . روانه گشتن . عازم شدن . رفتن . (یادداشت مؤلف ). ♦ رهسپار دیار عدم یا نیستی یا آن جهان شدن ؛ مردن . (یادداشت مؤلف ). رجوع به رهسپار و راهسپار شود.