رهدل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رهدل . [ رِ دِ ] (ع اِ) رُهدُل . یک نوع مرغ که رهدن نیز گویند. (ناظم الاطباء). رَهدَل . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). رجوع به رَهدَل شود.
رهدل . [رُ دُ ] (ع اِ) رَهدَل . رِهدِل . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به رَهدَل و رِهدِل شود.
رهدل . [ رَ دَ ] (ع ص ) گول و ناتوان و ضعیف . (ناظم الاطباء). گول . ناتوان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ (اِ) یک نوع مرغی که رهدن نیز گویند. (ناظم الاطباء). مرغی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مرغی است شبیه حمرة با این تفاوت که رنگ حمرة سرخ و سیاه است و نیز رهدل از حمره بزرگتر است . آن لغتی از رهدن است . (از اقرب الموارد). رجوع به رِهدِل و رهدن شود.