رهاط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رهاط. [ رُ ] (اِخ ) موضعی است در ینبع. (منتهی الارب ). گویا نام جایگاهی است در ارض ینبع که سواع صنم هذیل نیز در این مکان بوده است . (از معجم البلدان ).
رهاط. [ رُ ] (اِخ ) موضعی است مر نصف را از مکه . (منتهی الارب ) (از معجم البلدان ). رجوع به نزهةالقلوب ج ٣ ص ١٥ شود.
رهاط. [ رِ ] (ع اِ) رخت خانه . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ پوست پاره ای به اندازه ٔ از ناف تا زانو که دو طرف آن را پاره کنند تا بتوان با آن راه رفت و زنان حایض و کودکان بر خود بندند. (ناظم الاطباء). ◄ پوست پاره ای که آن را دوال کنند و به روی ستور اندازند. ج، اَرهِطَة. (ناظم الاطباء). ◄ ج ِ رَهط. (اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). ج ِ رَهَط. (منتهی الارب ). رجوع به رهط شود.