ره گیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رَ)(ص فا.)<BR>۱- مسافر، سیاح.<BR>۲- راهزن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رَ)(ص فا.) ۱- مسافر، سیاح. ۲- راهزن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ره گیر. [ رَه ْ ] (نف مرکب ) سیاح و مسافر. (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ راهزن . قطاع الطریق . (فرهنگ فارسی معین ) : جهان آسوده شد از دزد و طرار ز کرد و لور و از ره گیر و عیار. (ویس و رامین ). رجوع به راهگیر شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی