ره برگرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ره برگرفتن . [ رَه ْ ب َ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) راه برگرفتن . عازم شدن .به رفتن آغازیدن . حرکت کردن . راهی شدن : نپذرفت از ایشان و ره برگرفت جهان مانده از کار او در شگفت . فردوسی . به دستوری شاه ره برگرفت جهان مانده از کار او در شگفت . فردوسی . به دستوری شاه ره برگرفت به قنوج شد ماه در بر گرفت . فردوسی . رجوع به راه برگرفتن شود.