رنین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رَ) [ ع. ] (اِ.) نالة زار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رَ) [ ع. ] (اِ.) ناله زار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنین . [ رَ ] (ع مص ) بانگ کردن بزاری . (مصادر زوزنی ). فریاد کردن . (از منتهی الارب ). صیحه زدن و صوت را برای گریه بلند کردن . (از اقرب الموارد). رَنّة. (از منتهی الارب ). ناله و زاری کردن . ◄ بانگ کردن کمان . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). تَرنین . تَرنیة. اِرنان . (از معجم متن اللغة). ◄ رَن َّ الیه رنیناً؛ گوش کرد به سوی او. (اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه ). اِرنان . (از معجم متن اللغه ) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
رنین . [ رَ ] (ع اِ) مطلقاً بمعنی صوت است و گویند صوت همراه با گریه را نیز گویند و در اساس آمده : «سمعت له رَنَّةً و رَنیناً»؛ ای صیحةًحزینةً. (از اقرب الموارد). رَنّة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). رجوع به رَنّة شود. ◄ بانگ کمان . (دهار) (معجم متن اللغة).