رنگین کمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنگین کمان .[ رَ ک َ ] (اِ مرکب ) قوس قزح . (از برهان قاطع). به معنی قوس قزح است که آن را کمان شیطان می گفته اند. (آنندراج ). آژفنداک . رجوع به آژفنداک شود : ابر آمده از هر طرف، رنگین کمان کرده به کف . خاقانی (از آنندراج ).