رنگین کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنگین کردن . [ رَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) رنگی کردن . ملون کردن . بارنگ کردن . ◄ رنگ و روی دادن . بارونق کردن . رجوع به رنگین شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنگین کردن . [ رَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) رنگی کردن . ملون کردن . بارنگ کردن . ◄ رنگ و روی دادن . بارونق کردن . رجوع به رنگین شود.