رنگرزی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنگرزی کردن . [ رَ رَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) صباغی کردن . رنگ کردن پارچه و جز آن . و رجوع به رنگرز و رنگرزی شود : بروزگارخزان زرگری کند شب و روز بروزگار بهاران کندت رنگرزی . منوچهری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنگرزی کردن . [ رَ رَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) صباغی کردن . رنگ کردن پارچه و جز آن . و رجوع به رنگرز و رنگرزی شود : بروزگارخزان زرگری کند شب و روز بروزگار بهاران کندت رنگرزی . منوچهری .