رنگارنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنگارنگ . [ رَ رَ ] (ص مرکب ) مختلف الالوان و گوناگون . (ناظم الاطباء). به الوان مختلف . برنگهای گوناگون . رنگ برنگ . بچندرنگ مختلف . به الوان . با رنگهای بسیار : آن پر از لاله های رنگارنگ وین پر از میوه های گوناگون . سعدی (گلستان ). ♦ رنگارنگ کردن ؛ رنگ کردن به الوان گوناگون . بَرْقَشة. (دهار). ♦ رنگارنگ گردانیدن ؛ تلمیع. (دهار).