رنگ ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنگ ساختن . [ رَ ت َ ] (مص مرکب ) حیله و مکر بکار بردن . نیرنگ ساختن : و گر به جنگ نیاز آیدش بجان کوشد که گاه جستن از آنجا چگونه سازد رنگ . فرخی (از آنندراج ). چه فسون ساختند و باز چه رنگ آسمان کبود و آب چو رنگ . فرخی .