رماحة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رماحة. [ رِ ح َ ] (ع اِمص ) نیزه گری . (دهار) (منتهی الارب ). حرفه ٔ رَمّاح (نیزه گر). (اقرب الموارد).
رماحة. [ رُ ح َ ] (اِخ ) آبی است در رمل در جوار «اَجَاء» برای قریط. (از معجم البلدان ).
رماحة. [ رَم ْ ما ح َ ] (ع ص ) کمان سخت . (منتهی الارب ). قوس رماحة؛ الشدیدةالدفع. (اقرب الموارد).