رفیقی تفرشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رفیقی تفرشی . [ رَ قی ِ ت َ رِ ] (اِخ ) میرزامحمد علی از گویندگان قرن سیزدهم هجری قمری و از سادات طباطبایی از محال قم بود و سالها در اصفهان تحصیل نمود و در علوم ریاضی مهارتی داشت . گاهی شعر می گفت که از آن جمله است : در طرف چمن مرغ دل آرام نگیرد پیداست که غیر از هوس دام ندارد. # شب آدینه و من مست و صراحی دردست وای بر من اگر از ره عسسی برخیزد. # کند دیوانه را زنجیر عاقل می ندانستم که از زنجیر زلف آن پری دیوانه خواهم شد. # رفت از کار دلم دوش به بانگ جرسی غالباً همره این غافله بوده ست کسی . (از مجمع الفصحا ج ٢ ص ١٤٣). رجوع به نگارستان دارا نگارخانه ٔ ٤ و انجمن خاقان انجمن ٤ و تذکره ٔ دلگشا نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ ملک، بوستان ٢ و سفینة المحمود مجلس ٣ مرتبه ٔ١ ص ١٥١ و فرهنگ سخنوران شود.