رفیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رَ دَ یا دِ) (اِ.) بالش کوچکی که خمیر نان را بر بالای آن گسترانند و بر تنور بندند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رَ دَ یا دِ) (اِ.) بالش کوچکی که خمیر نان را بر بالای آن گسترانند و بر تنور بندند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رفیده . [ رَ دَ / دِ ](اِ) لته و کهنه ای چند که مثال گرد بالشی بر هم دوزند و خمیر نان را روی آن گسترانیده بر تنور بندند. (ناظم الاطباء) (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا). ناوند.نابند. (یادداشت مؤلف ). رُفَیدَه [در قاین خراسان ]بالش کوچکی که خمیرنان را بر بالای آن گسترانند و برتنور بندند. (از لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ). لته ای چند باشد که مانند گرد بالشت بدوزندنان را بر زیر آن گسترده به تنور بندند و آن را کابک و کابوک نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری ) : تنورحسد می کند گرم حاسد سر و پای گم کرده همچون رفیده . نزاری قهستانی (از جهانگیری ). ◄ رفاده . رجوع به رفاده شود. ◄ پارچه ای که بر رگ فصدکننده بندند. (ناظم الاطباء).