رفوزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رِ زِ) [ فر. ] (اِمف.) رد شده در امتحان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رِ زِ) [ فر. ] (اِمف.) رد شده در امتحان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رفوزه . [ رُ زِ ] (فرانسوی، ص ) مردود «در امتحان ». (فرهنگ فارسی معین ) (از یادداشت مؤلف ). رجوع به رفوزه شدن و رفوزه کردن شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
وازده، واخورده، رد شده