رفرفة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رفرفة. [ رَ رَ ف َ ] (ع اِ) یکی رفرف . (منتهی الارب ). واحدرفرف، یک کرانه از زره که آونگان باشد. (ناظم الاطباء). دامن زره . (از مهذب الاسماء). رجوع به رفرف شود. ◄ دامن خرگاه . (ناظم الاطباء). شادروان . (دهار) (مهذب الاسماء). رجوع به رفرف شود. ◄ یک چوب پهنا که دو سر آن را در دیوار گذاشته متاع نفیس خانه را بر آن نهند. (ناظم الاطباء). ◄ مرغزار. (مهذب الاسماء). رجوع به رف و رفرف شود.
رفرفة. [ رَ رَ ف َ ] (ع مص ) جنبانیدن شترمرغ نر بال خود را وقتی که خواهد بر چیزی فرودآید. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ◄ بانگ کردن . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ بال گستردن و جنبانیدن مرغ بال خود را هنگامی که خواهد فرودآید. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). بال گستردن و جنبانیدن مرغ بوقتی که خواهد تا فرودآید؛ رفرف الطائر جناحیه و هذا اکثر. (منتهی الارب ). پرواز کردن مرغ . (دهار). پرواز زدن مرغ بر چیزی که خواهد که بدان فرودآید. (تاج المصادر بیهقی ).