رفح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رفح . [ رَ ف َ ] (اِخ ) منزلی است در راه بغداد در طریق مصر بعد از داروم، از این مکان تا عسقلان دو روز راه است برای کسی که به مصرمی رود و اول رفح که فعلاً خراب شده است شهر آبادی بوده است . (از معجم البلدان ج ٤) (از یادداشت مؤلف ).
رفح . [ ] (اِخ ) شخصی از نسل افرائیم . (قاموس کتاب مقدس ).