فرهنگ لغت

رعشت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رعشت . [ رَ ش َ ] (ع اِ) رعشة. رعشه . لرزه . لرز : از هیبت او در آن ممالک بر دلها رعشت و بر دشمنان دهشت غالب شده بود. (جهانگشای جوینی ).

معنی رعشت | فرهنگ لغت