فرهنگ لغت

رعدبانگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رعدبانگ . [ رَ ] (ص مرکب ) رعدآواز. تندرآوا. (یادداشت مؤلف ). که صدایی چون بانگ تندر دارد. که بانگی مانند رعد داشته باشد : ابرسیر و بادگرد و رعدبانگ و برق جه پیل گام و سیل بر و شخ نورد و راه جوی . منوچهری . صباسرعتی رعدبانگ ادهمی که بر برق پیشی گرفتی همی . سعدی (بوستان ).

معنی رعدبانگ | فرهنگ لغت