رعة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رعة. [ رِ ع َ ] (ع اِمص، اِ) پرهیزگاری . (ناظم الاطباء): ریعة؛ پرهیزگاری . (منتهی الارب ). پرهیزگار شدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ قربانی که به مکه فرستند. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ◄ خوبی هیأت و زشتی آن (از اضداد است ). (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ حالت . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). حالت و شأن تقول : فلان حسن الرعة او سیی ٔ الرعة. (از المنجد). شأن . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).