رعام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رعام . [ رُ ] (ع مص ) سخت لاغر گردیدن پس روان شدن آب بینی، و این معنی گاه از کَرُم َآید. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ نگاهبانی چیزی کردن . ◄ انتظار فروشدن . آفتاب نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
رعام . [ رَ ] (ع اِمص ) تیزی نظر.(از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد).
رعام . [ رُ ] (ع اِ) آبی که از بینی اسب یا گوسپند رود به علتی یا عام است از هر دو. ج ِ اَرعِمَة. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).