رضی الدین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رضی الدین . [ رَ ضی یُدْ دی ] (اِخ ) یوسف بن حیدرةبن حسن رهبی، مکنی به ابوالحجاج طبیب، شاگرد ابراهیم سامری است . وی از شرح فصول ابن الطبیب و مختصر ابن ابی صادق تهذیبی ترتیب داده است . (یادداشت مؤلف ). رجوع به عیون الانباء ج ١ ص ٢٦٣ و ٢٦٤ و ٢٦٥ و ج ٢ ص ٢٠٣ شود.
رضی الدین . [ رَ ضی یُدْ دی ] (اِخ ) رضی الدین بن علاءصدرالحمید تاج الدین محمدبن محمدبن محمد سرخسی حنفی .او راست : محیط رضوی . او سه محیط دارد: ١ - ده جلد [کبری ]. ٢ - چهار جلد [وسطی ]. ٣ - دو جلد [صغری ]. وفات وی به سال ٦٧١ هَ . ق . بود. (از یادداشت مؤلف ).
رضی الدین . [ رَ ضی یُدْ دی ] (ع اِ مرکب ) پسندیده ٔ دین . (فرهنگ فارسی معین ).