رضمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رضمة. [ رَ م َ ] (ع اِ) یکی رَضْم . به معنی سنگ بزرگ که در عمارت بر هم نهند. (آنندراج ). یکی رَضْم و رَضَم . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). سنگ بزرگ . ج، رِضام . (مهذب الاسماء).
رضمة. [ رُ م َ ] (ع ص ) طائر رضمة. نعت است از رضم به معنی ثابت و برجا ماندن مرغ در پریدن . (منتهی الارب ). مرغ ثابت و برجا. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).