رضب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رضب . [ رَ ض َ ] (ع اِ) مقلوب رَبَض . (نشوء اللغة ص ١٧). رجوع به رَبَض شود.
رضب . [ رَ ] (ع مص ) مزیدن آب دهن . (مصادر اللغه ٔ زوزنی ). مکیدن آب دهان کسی را. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ بیک بار ریختن باران . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). ◄ به زانو درآمدن گوسپند. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).