رضابند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رضابند. [ رِ ب َ ] (اِخ ) گویا نام موضعی است به ماوراءالنهر. (یادداشت مؤلف ) : ز بس بزرگی از روی صحت نسبت به خواب دید ترا قاضی رضابندی . سوزنی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رضابند. [ رِ ب َ ] (اِخ ) گویا نام موضعی است به ماوراءالنهر. (یادداشت مؤلف ) : ز بس بزرگی از روی صحت نسبت به خواب دید ترا قاضی رضابندی . سوزنی .