رصیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رصیف . [ رَ ] (ع ص، اِ) محکم و رصین : عمل رصیف ؛ کار محکم و استوار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب )(آنندراج ). جواب رصیف ؛ رصین (محکم و برجای ). (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ◄ پیاده رو، زیرا در کوچه های دمشق، برای هر یک از آنها دو رصیف در دو طرف هست که پیادگان از آن دو و سواران از میان آن دو میگذرند. (از رحله ٔ ابن بطوطه ). ◄ مقابل و برابر در کار. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ مصاحب و رفیق که همواره با شخص باشد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ پی و عصب است . ج، رِصاف . (ناظم الاطباء).