رصود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رصود. [ رُ ] (ع مص ) بجایی مقیم شدن . (مصادر اللغه ٔ زوزنی ). ◄ چشم داشتن . (مصادر اللغه ٔ زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (ترجمان القرآن جرجانی چ دبیرسیاقی ص ٥٢). ◄ راه نگاه داشتن . (مصادر اللغه ٔ زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان القرآن جرجانی چ دبیرسیاقی ص ٥٢). و رجوع به رصد شود.
رصود. [ رَ ] (ع ص، اِ) ماده شتری که منتظر نوبت آب باشد. (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (منتهی الارب ). ماده شتری که منتظر آب خوردن شتر دیگری است تا پس از آن بیاشامد. (از اقرب الموارد).